خرید بک لینک

نیمه شب و سپیده ام راه رهایی از تو نیست

محدوده ی دو دیده ام راه رهایی از تو نیست

بند تورا سنجیده ام راه رهایی از تو نیست

قافیه و قصیده ام راه رهایی از تو نیست

باد زمستانی سرد راه رهایی از تو نیست

ورد زبان زن و مرد راه رهایی از تو نیست

در تخت و پشت پنجره در کوچه و کتاب زیست

همه تواند تو همه ای راه رهایی از تو نیست

دینم که نامش نام توست راه رهایی از تو نیست

دل که چنین کنعان توست راه رهایی از تو نیست

خود مومنم کردی به عشق خود کافر از دین شده ای

در دین و ایمانی دگر مومن تر از این شده ای

کفر و ثوابت دیده ام یار و خداوند تو کیست؟

چه سر دهم دعا چه کفر راه رهایی از تو نیست

ای شرب چندین ساله ام راه رهایی از تو نیست

ذکر تو راه خانه ام راه رهایی از تو نیست

در جنت و جهنمی که وعده بر ما داده اند

در آتش و می خانه هم راه رهایی از تو نیست

در کفن و زیارتم راه رهایی از تو نیست

ای وطن و اصالتم راه رهایی از تو نیست

شعرم به اتمام می رسد اما تو ای بی انتها

تکرار روز و شب تویی راه رهایی از تو نیست

آغاز شعر دیگری راه رهایی از تو نیست

مصرع و بیت آخری راه رهایی از تو نیست ...

#خاص#

برچسب: نویسنده: باربد صمیمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 4:36

صفحه بندی