اِسمِ تو خون کرده این رنگی ک دآرد پیرهَنَم
به تو عآدَت کَرده بودَم چآره ای جُز غَم نَدآرَم
عِشقِ من رَفتی و الان بی تو مَن مَرهَم نَدآرَم
عِشقِ من آن که مرآ اَز تو جُدآ کَرد که بود؟
آنکه عآشقَش شُدی؛ بگو گنآه من چه بود؟
ای خُدا هَرَشَب دُعآهآی قَشَنگ مَن چه شد؟
آشیانه ام برآی او و من سَهمِ که شد؟؟؟
ای خدا پس من چه کَردَم که دلم تنبیه شُد؟
بَر کَدآم دل تیغ زَدَم که سَرنوشتَم "تیغ" شُد؟!
نوشته شده درچهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ساعت 0:34توسطa^a|
برچسب:
نویسنده: باربد صمیمی